تبلیغات
شعر و ادبیات پارسی - چرا ؟
 این دل دلبسته ام, هر لحظه می لرزد چرا ؟ 
 پای غم را بسته‌ اما, باز نمی خندد چرا ؟  
 
مثل پروانه به گرد عارض دلدار خود, 
 سوخته پرهایش, ولیکن بر نمی گردد چرا ؟
 
شاخه شاخه می پرد, بر بید مجنون, این دلم
 لیلی اش پیدا نشد, پر را نمی بندد چرا ؟

 شور عشقم بیستون, را عاقبت بی نام کرد
 تلخی کامم ولی, شیرین نمی گردد چرا ؟ 

دیگران صد گونه عشق و عاشقی کردند ولی,
تشت رسوائی من از بام همی افتد چرا ؟

,,قاصدا,, عقل و دلت ساز مخالف می زنند 
ساز نا کوک دلت ، هرلحظه می لرزد چرا ؟


        ابراهیم علیپور 
        ۲۶/۹/۱۳۹۵



طبقه بندی: اجتماعی، 

تاریخ : شنبه 27 آذر 1395 | 03:24 ق.ظ | نویسنده : قاصد * | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.